تبليغاتX
Art Mind

 

 

صفحه نخست

 

ایمیل ما

 

آرشیو مطالب

 

پروفایل مدیر وبلاگ

 

طراح قالب

   
 
 
 

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



 
  آمار بازدید
 
 


آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:

 

 
  سوهان ،پشمک،چای سمت....
  نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390 و ساعت 16:36

 

هلاک یه کم خواب بودم آخه شب قبل گروهبان نگهبان بودم وتا صبح بیدار، صبح هم دنبال امضای برگه  مرخصی بعد از ظهر هم تو بازاراز این مغازه به اون مغازه بگرد و قیمت کن ، که چیه قراربود یه کادو واسه یه بابای بخریم در واقع اولین کادویی بودکه باید  واسش می خریدم  حساسیت موضوع خیلی بالا بود .رنگ کادو ، جنس کادو، مارک کادو .قیمت کادو،خلاصه همه مهم بودن  بعدخرید هم ترمینال خزانه و تهیه بلیطتو  سوارشدن اتوبوس هربارکه واسه چند لحظه  صداش قطع می شد تا نفسی چاق کنه احساس آرامش می کردم  چرتی میزدم حتی  خواب هم می دیدم اما طولی نمی کشید که باز شروع می شد  دست شویی ، توالت سمت را ست ،سوهان پشمک چای سمت چپ ، دست شویی ، توالت سمت را ست ،سوهان، پشمک چای، سمت چپ.نه سوهان می خواستم نه چایی نه پشمک نه احتیاج به دستشویی داشتم تازه جام گرم شده بود فقط می خواستم بخوابم

دااش بلند شو

 عمو بیدار شو

عمو با شومام ها

او آخریا زود باشین با

دااش شما ایی ج لو ،  

این هاهم جملات داش مشتی وار   کمک راننده بود که بالای سرمن ایستاده بود وداشت بنی و  بشر رو صدا میزد هرکی نمی دونست فکر می کرد یه گردان آدم تو ماشین خوابیده ،راستش منم شک کردم زیر چشمی بیشترشبیه کسی بود که تو کو چه باغه و داره آواز می خونه . ولکن نبود ، گویا ردیف ها ی آخر یه نفر دیگه هم بود که از متلک های قناری می شد فهمید بیچاره   کفش هاشو زیر صندلی ها گم کرده مست و گیج خواب از اتوبوس پیاده شدم . هوا سرد بود نم نم کی برف می بارید بی تفاوت بی انگیزه رفتم تو یکی از این سوهان فرو شی ها وکز کردم کنا ر یه بخاری  همدان کار دور بخاری شلوغ بود هرکی می رفت یکی جاش رو می گرفت . عده ای چای می خوردن ، عدای سیگا ر  .یکی از بسته شدن جاده آبعلی بخاطر بارش برف می گفت یکی ازنا سالم بودن غذا های بین راه و همهمه ای بود .من با اون چشمم که باز بود خیره چشمم که باز بود خیره  شده بودم به شعله های آتش و منتظر بودم تا اینکه بلند گو اعلام کرد مسافرین محترم تعاونی 15 .تهران . به مقصد ... بفرمان سوار شن با شنیدن این جمله بلافاصله به بیرون رفتم و سوار ماشین شدم . ردیف چها ر پشت سر راننده  سمت شیشه . نشستم و آماده خوابی رویایی شدم ، کیف می کردم .ادامه دارد


 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  Standing .But , strange
  نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 و ساعت 14:25

 

آپلود عکس نایت اسکین">

 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  آبشار وارک
  نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390 و ساعت 22:5

 

آبشار وارک : خرم آباد  لرستان 

عکاس : مهردادرشیدی 

تاریخ :خرداد ماه هزارو سیصدو نود


آپلود سنتر عکس رایگان


 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  آخرین ها
  نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 و ساعت 22:34

 

عکاس : مهردادرشیدی

مکان : بازار  قدیمی شهرستان خرم آباد

موضوع: مشاغل در حال فراموشی و انقراض



 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  جنس نگاه
  نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390 و ساعت 22:24

 

نام اثر: جنس نگاه

عکاس : مهردادرشیدی

تاریخ: هشتادو هشت.مهرماه

مکان : روستای باغ کره


 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  هنر را از که آموختی....
  نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 و ساعت 21:36

 

حدود یک سال پیش یکی از دوستانم را دیدم که اطراف دفتر انجمن سینمای جوان دربدر دنبال خودکار می گشت به محض دیدن من به سمتم آمدو گفت فلانی خودکارتو یه لحظه میدی؛دست در جیبم کردم وخودکارم را دادم خدمت ایشان و گفتم بفرما این خودکار ؛چی میخوای بنویسی بدون آنکه جوابی بدهد رفت گوشه ای نشست و شروع کرد به نوشتن .گهگاهی نگاهی به اطراف می انداخت به گوشه ای خیره می شد سری تکان می داد ؛گاهی با حرکت سر تایید می کرد گاهی رد می کرد مجدد به دیوار تکیه می زد .می نشست بر میخواست به آسمان نگاه می کرد و دوباره می نوشت البته زیر چشمی نگاهی هم به چند نفر که میخش شده بودن یا بهتر بگویم میخشان کرده بود می انداخت پرانتز باالبته نا گفته نماند این نوع حرکات فیگور های هنری ایشان است فکر می کند ما نمیدانیم ولی می دانیم این روزها تیپ ها و فیگورهای عجیب وغریب گرفتن بین هنرمندان مد شده چه هنرمندان سطح بالا چه هنرمندان سطح پایین تر  مثلا در آخرین برنامه پخش زنده فلان آقای فلان چهار حلقه انگشتری فیروزه در دوسایز مختلف درانگشتان دودستش بود و یک تسبیح به همان رنگ دور مچ دست راستش پیچانده بود البته با کارگردان هم هماهنگ بودند زیرا ایشان فیگور می گرفت تصویر بردار با فرمان کارگردان نمای کلوز آپ.یاد فیلم های و عکس های دهه چهل و پنجاه افتادم یا در پخش مستقیم برنامه ای دیگر فلان هنرپیشه و کارگردان مطرح کشور را به عنوان میهمان دعوت کرده بودند که بحرفد فیگور ایشان اینگونه بود که روی مبل نشسته بود و متکارا بین پاهایش قرار داده بود و مدام خم وراست می شد راستش اولین بار بود چنین صحنه ای در سیما می دیدم

» ادامه ی مطلب ...

 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  سیدنی لومت در گذشت
  نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 و ساعت 17:3

 

گوهردشت نيوز - سیدنی لومت درگذشت - دوشنبه 22 فروردین 1390 9:36:49 AM IRST 

«سیدنی لومت»، کارگردان هالیوود که تاکنون 4بار نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردان سال شده بود، روز شنبه بر اثر ابتلا به بیماری سرطان غدد لنفاوی در سن 86 سالگی در منهتن، نیویورک درگذشت.«لومت» طی نیم قرن فعالیت سینمایی، بیش از 50فیلم ساخت که از برجسته‌ترین آنها می‌توان به «12مرد خشمگین» (1957)، بعدازظهر سگی (1975)، شبکه (1976) و حکم (1982) اشاره کرد که برای لومت 4نامزدی اسکار بهترین کارگردانی را به همراه داشته‌اند. لومت در سال 2005 جایزه اسکار افتخاری را به خاطر خدمات درخشانش به فیلمنامه‌نویسان، نقش‌آفرینان و هنر تصویر متحرک دریافت کرد. آن طور که فارس از قول روزنامه لس‌آنجلس تایمز نوشته، دیروز کارگردانان و بازیگران برجسته هالیوود ضمن ابراز تأسف از مرگ وی، خاطرات او را یادآوری کرده‌اند که در زیر به برخی از آنها اشاره شده است:

«وودی آلن» : «سیدنی لومت» حقیقتا یکی از فیلمسازان بااستعداد و پرانرژی نیویورکی بود که بهترین فیلمش «تپه» بود. من همیشه درباره او شگفت‌زده بودم که چگونه می‌توانست این همه فیلم آن هم با این کیفیت بسازد، مهم‌تر از همه اینکه همیشه بازیگران زن و مرد زیرنظر او بهترین بازی خود را جلوی دوربین ارائه می‌کردند، این مرد حتی مرده‌اش بیشتر از مردم زنده انرژی دارد. «کوئنسی جونز»، آهنگساز و تهیه‌کننده هالیوودی که برای 4فیلم ازجمله فیلم‌های لومت آهنگ ساخته بود، گفت: من از اینکه با چنین شخصیتی همکاری داشتم بسیار مفتخرم، سیدنی فیلمساز رؤیایی بود که فیلم‌هایش در فرهنگ و جامعه ما تاثیری ماندگار داشته است. نسل‌های آینده فیلمسازان از آثار سیدنی در کارهایشان الهام و راهنمایی خواهند گرفت و دیگر هیچ فیلمسازی متولد نخواهد شد که بتواند جای او را بگیرد.

«مارتین اسکورسیزی» : مرگ «سیدنی لومت» به‌طور مشخص پایان یک دوره در عرصه فیلمسازی است، او کار خود را در زمینه تئاتر به‌عنوان بازیگر آغاز کرد و کار خود را در دوران طلایی تلویزیون پی‌گرفت و به مرور وارد سینما شد و در سال 1957 با ساخت فیلم «12 مرد خشمگین» کولاک کرد و به شهرت دست یافت. من اکثر فیلم‌های او را ستایش می‌کنم که از جمله آنها می‌توان به «سرپیکو»، «بعدازظهرسگی» و فراتر از آن «شاهزاده شهر» اشاره کرد. «آل پاچینو» بازیگر در فیلم‌های «سرپیکو» و «بعدازظهر سگی» به کارگردانی «سیدنی لومت» : او در حالی مرد که میراثی ارزشمند از خود به‌جا گذاشت ولی برای کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، او فراتر از یک فیلمساز موفق، فردی انساندوست و مردی مهربان بود. مرگ او فقدانی بزرگ است

 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  زندگی بدون تو هم
  نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 و ساعت 12:59

 

نام اثر: زندگی بدون توهم
مکان: نور آباد لرستان
تاریخ: خرداد ماه هزاروسیصدوهشتادوهفت
عکاس  :مهردادرشید



 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  عمل بقولی که دادم
  نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389 و ساعت 9:23

 

دوستان و همسفران عریز و گرامی که در سفر اخیر از ایشان عکس گرفتم بعلت عدم دسترسی

می توانند آدرس ایمیل خودشان را دراین وبلاگ درج نمایند تا عکس مربوطه به آدرس

مذکور ارسال گردد /

                                                   موفق باشید


 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 
  سینما در مان است یا درد
  نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 و ساعت 21:4

 

آَیا تا کنون از خود پرسیده ایم فیلمی را که تماشا می کنیم چه تاثیری بر روند زندگی ما می گذارد

آیا تاثیر مثبت است ؟

آیا تاثیر منفی است ؟

آیا بی تاثیر است ؟

آیا اساسا الزامی به پرسیدن در این مورد وجود دارد ؛ اگر وجود داشته و دارد پس اکنون در مقابل هر 

فیلم که تماشا کرده ایم باید جوابی برای سه پرشس بالا داشته باشیم .

جواب چه بوده؟

جواب قانع کننده بوده ؟

واکنش ما در مقابل چه بوده؟

شاید ما از آندسته افرادی هستیم که یک فیلم را صرفا برای سرگرمی تماشا می کنیم و حوصله این قبیل

پرسش و پاسخ ها را نداریم و قدرت تاثیر گذاری این هنر را دست کم گرفته ایم.آنچه مسلم است هیچ فیلم نامه ای هیچ دیالوگی هیچ پلانی وهیچ زراویه دوربینی بدون دلیل و علت نیست وزائیده عقل ؛تخیل ؛و خلاقیت نویسنده یا کارگردان است حتی اگر نویسنده یا کارگردان مهارت و آگاهی کافی در خصوص حرفه اش را نداشته باشد باز هم آن تاثیری که بر حسب این محصول بدست آمده قابل بحث می باشد

اگر بر این باور باشیم که هر تولید کننده ای در قبال محصولی که ارائه می دهد تکلیفی قانونی و اخلاقی عهد دار است پس یک فیلم ساز نیز از این قاعده جدا نیست .اما دلیلی محکم و قاطع وجود دارد که تو لید کننده یک فیلم را از دیگر تولید کنندگان متمایز می سازد و آن عدم دقت نظر و حساسیت لازم مخاطب در مورد اثر خلق شده است .

وقتی که برای خرید یک قوطی کنسرو به فروشگاه می رویم سعی می کنیم از طریق فروشنده یا برچسب رو ی قوطی اطلاعات لازم در مورد محصول را بدست آوریم اطلاعاتی از قبیل تاریخ تولید تاریخ انقضاء و هر مورد دیگری که اطمینان مارا درمورد صحت وسلامت کامل محصول حاصل نماید و چنانچه بر اثر مصرف عارضه ای دچارمان شود موضوع را بطور جد پیگیری می کنیم.چه بسا یک قوطی کنسرو فاسد ما را چند روز بیمار وبستری کند اما یک فیلم نامطلوب قدرت تخریبش می تواند بحدی باشد که از یک شخص گذشته یک خانواده را و ازخانواده یک شهر را وااز یک شهر سرایت کرده ویک فرهنگ را تخریب نماید



 

نوشته شده توسط mehrdad rashidi

 

 

مطالب پیشین

 

» سوهان ،پشمک،چای سمت....
» Standing .But , strange
» آبشار وارک
» آخرین ها
» جنس نگاه
» هنر را از که آموختی....
» سیدنی لومت در گذشت
» زندگی بدون تو هم
» عمل بقولی که دادم
» سینما در مان است یا درد
» Death
» عطر گل ....
» آرامش
» شیرین و تلخ
» بدون شرح



 
  درباره وبلاگ
 
 




 


 
  لینک دوستان
 
  » حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ  
  » روانسر پی سی
» سینما هفت
» چشمان ساکت
» پریزاد
» تدوین
» خوشه چین عشق
 


 
  آرشیو مطالب
 

 

» هفته اوّل بهمن 1390  

 

» هفته چهارم مرداد 1390  

 

» هفته سوم مرداد 1390  

 

» هفته اوّل اردیبهشت 1390  

 

» هفته چهارم فروردین 1390  

 

» هفته سوم اسفند 1389  

 

» هفته دوم اسفند 1389  

 

» هفته چهارم بهمن 1389  

 

» هفته دوم بهمن 1389  

 

» هفته اوّل بهمن 1389  

 

» هفته چهارم دی 1389  


 
  دیگر امکانات
 

RSS


       

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by pelak7
This Themplate  By Theme-Designer.Com